نقاشی
یک ماهه که چیزی برات تو وبلاگت نزاشتم راستش اتفاق خاصی نیوفتاده بودکه برات بنویسم جز اینکه 13 ابان ازتون تو مهد عکس گرفتن که هر وقت چاپ شد برات می زارم. برات بگم از نقاشی هات تو این روزا هر وقت میگیم نقاشی بکش یه خورشید و یه ابری که ازش بارون میاد می کشی با من و بابا رضا و خودت و دوستات یا مثلا خواهر و برادرت بعدشم میگی چسب بده می خوام بزنم به کمدم این دو نفر منو بابارضا هستیم تو هم وسطمونی گفتی دوست داشتم موهامو کوتاه بکشم اون دو تا هم خواهر وبرادرتن خودت کنار منی بغل دستیتم پوریاست بقیه هم دوستاتن به گفته خودت ...
نویسنده :
مامان هدی
21:06











